شنبه: رفتم دانشگاه خودمون و سواری جون رو دیدم و باهاش خدافظی کردم درسته که وقت امتحاناته ولی کلا دانشگاه سوت و کور بود رفتم دانشکده ع اجتماعی و از همه جاهایی که با JJ خاطره داریم فیلم گرفتم و تو همین دانشکده هم یه زنیکه که بعدا هم فهمیدم اصن حراست هم نبوده به حجابم گیر داد! رفتم منتظری جانم رو دیدم و برام ویولن نواحت. شکوف پیام داد تو گروه ک فردا تعطیله بیاین پیشم و شبم بمونید. برگشتم خونه و دوش گرفتم و با تپسی راهی خونه شکوف شدم! یکشنبه: خونه شکوف بودیم و
برچسب:
نویسنده: آناهیتا محبی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 11:48