خدا اونقدری بهم عمر بده که بتونم همه
یا حداقل بیشتر اون چیزهایی که پدرم دوست داشت رو عملی کنم...
مثل بازسازی خونه مادربزرگ
سر و سامون دادن به زمین ها و ...
مهم تر از همه، انقدری بهم عمر بده که بتونم
مهم ترین چیزی که تو دل پدرم بود همیشه
و اونم چیزی نبود جز اینکه به مردم خدمت کنه رو عملی کنم...
حالا درسته تو یه جای دیگه و یا به یه شکل دیگه...
ولی، من اگر بتونم حتی زندگی یک انسان رو بهتر کنم هم برام کافیه!
برچسب:
نویسنده: آناهیتا محبی